وَأَخِى هَٰرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِىٓ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ
واژهنامهٔ قرآن · پیشنویس
فصح
بیان کردن
قادر به بیان گفتار با وضوح و اثربخشی.
دامنهٔ واژگانی
دامنه: واحد معنایی · کاربردها: 1
ریشهها: فصح
مدخلهای واژگانی: أفصح
صورتها: أَفْصَحُ
نمونههای کاربرد (نمایش 1 از 1)
کاربردهای درون دامنه به ترتیب قرآن نمایش داده میشود؛ تعداد: 1.