واژه‌نامهٔ قرآن · پذیرفته‌شده

مُفْسِد

فاسد کردن یکی

کسی که فساد می کند، بی نظمی می آورد، یا همه چیز را نامناسب می کند.

دامنهٔ واژگانی

دامنه: مجموعهٔ گزینش‌شدهٔ بخش‌ها · کاربردها: 1

ریشه‌ها: فسد

مدخل‌های واژگانی: مفسد

صورت‌ها: مُفْسِدَ

نمونه‌های کاربرد (نمایش 1 از 1)

کاربردهای درون دامنه به ترتیب قرآن نمایش داده می‌شود؛ تعداد: 1.

2:220

فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْيَتَٰمَىٰ قُلْ إِصْلَاحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَٰنُكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ ٱلْمُفْسِدَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ