تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَٰلِحُونَ
واژهنامهٔ قرآن · پیشنویس
لفح
سوزاندن
که با حرارت سوزان به سطح در معرض برخورد کنه
دامنهٔ واژگانی
دامنه: واحد معنایی · کاربردها: 1
ریشهها: لفح
مدخلهای واژگانی: تلفح
صورتها: تَلْفَحُ
نمونههای کاربرد (نمایش 1 از 1)
کاربردهای درون دامنه به ترتیب قرآن نمایش داده میشود؛ تعداد: 1.